تبليغاتX
بزرگراه گمشده
سرزمین بی حاصل
در سایت محترم هم میهن تاپیکی دارم با عنوان مسابقه تفسیر عکس ، که دوستان لطف میکنند و عکس منتخب من رو تفسیر میکنند ، فکر میکنم ۱۰ هفته از این مسابقه گذشته است ، تصمیم گرفتم، امروز یکی از این عکس ها رو همراه با تفسیر نمونه در اینجا قرار بدم تا شما هم ببینید :

عکس مورد نظر :

پرنده : ميداني دريا لحظه‌هاي پيش كه در وجود بي‌كرانه‌ات چون ماهيان مستْ، غوطه‌ور بودم

. تمام درد و رنج و غم هاي درونم را از ياد برده بودم.
در تو ناخواسته سبك مي شود دلم، آرامشت آرامم مي‌كند، سكوتت
با آن نواي دلنگيز ريزموجهاي مهربانت تداوم مي‌بخشد اين آرامش را،
پايم را كه در خناكي اين آب فرو مي‌برم بي‌اراده چشمانم مشتاق كاويدن
ژرفاي رمز‌آلودت مي‌شوند، كه چيست راز اين وجود بي‌كران كه هر دَم،
تن بي‌قرار مرا به خود،مي خواند. اين دختركان آفتاب
با بوسه‌هاي گرم و شعف انگزيشان
و نسيم با دستان نوازشگرش كه انگار لحظ‌ه‌اي پيش هم آغوش گلبرگ كلي بوده
و خاطرش را برتن من تكرار مي كند، لذتي دارد كه مرددم مي‌كند
و به خلصه‌اي مي‌برد مرا كه اندكي دل كندن از اين حال خوش مستي مشكل مي‌شود.
اما نمي‌دانم دانسته‌اي كه ديوانه‌وار مشتاق در تو رقصيدنم
و اين جايگاه بازمانده از خاطره‌اي دور تنها مأواي زميني قابل ستايش من است ،
 چرا كه دراوج مهرباني عشق بازي من با تو را مي‌بيند
 و آرام‌تر و صبورتر از هر پير دانايي سكوت مي‌كند.
حواست هست، آن ابرك سفيد پاورچين پاورچين به تو نزديك مي‌شود
 تا تني به آب بزند و در عين حال عاشقانه ما را برهم نزند.
مي‌بيني از خود بي ‌خودي مرا و پوچي تماميِ، ناكامي‌ها و تلخي‌ها
 و سختي‌هايم را،
وقتي اينگونه مهربانانه و زيبا مرا به خود مي‌خواني ...
تو نيز حس كرده‌اي كه در اوج جواني ،رفاقتت
 با من چه ژرفايي به عمق نگاهم بخشيده ،
آنچنان كه گاهي مي‌انديشم پيرتر از اين پيرمرد چوبي تنهايم...


+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 3:33 PM  توسط ص.ا.د.ق  |